تاریخچه دلار ، طلا و یورو

تاریخچه :

بعد از جنگ جهانی دوم در سال 1944 مهمترین کشورهای صنعتی جهان قراردادی به نام برتن ودز Bretton Woods System را بتصویب رساندند . طبق این قرارداد دلار آمریکا به عنوان پول اصلی جهان به رسمیت شناخته شد و به عنوان پشتوانه دلار آمریکا متعهد شد در ازای هر دلار مقدار معینی طلا تحویل دهد . نرخ تبدیل پول کشورهای دیگر هم به نسبت معین وثابتی با دلار تنظیم شد . بعد از حدود 20 سال به تدریج و عمدتأ به واسطه کسری بودجه داخلی و کسری تراز تجاری آمریکا که عمدتأ ناشی از هزینه های نظامی وبه ویژه جنگ کره وجنگ ویتنام بود ، اعتماد ذخیره کنندگان دلار به آینده آن کم شد وشروع کردند به برگرداندن دلار وتحویل گرفتن طلا . این عمل موجب شد که حجم بزرگی از ذخائر طلای آمریکا از این کشور خارج شود و این کشور نتوانست ادامه این روند را تحمل کند . در سال 1971 ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا قرارداد برتون ودز را طبق حکمی ملغا اعلام کرد واز آن به بعد دلار قابل تعویض با طلا نمیباشد .

بعد از این رویداد قیمت طلا تا سال 1980 به 850 دلار افزایش یافت ودلار هم به شدت ضعیف شد .

اروپائیها در سال 1958 جامعه اقتصادی اروپا European Economic Community را تشکیل دادند .هدف از این اقدام ایجاد همکاریهای اقتصادی ورفع دشمنی های سابق و آشتی بین کشورهای اروپائی بود بود . پول ملی این کشورها هم به نسبت ثابتی با یکدیگر وبا دلار مبادله میشد ودلار هم با طلا تا۱۹۷۱ تثبیت شده بود .

به دنبال لغو قرار داد برتون ودز پول کشورها نسبت به یکدیگر شناور شدند( نرخ تبدیل آنها با یکدیگر قابل تغییر شد ) و اروپائیها خود در صدد برآمدند که نظمی به سیستم پولی خود بدهند و در جهت اجرای این هدف در سال ۱۹۷۹ سیستم پولی اروپا European Monetary System را ایجاد کردند .

سپس در سال ۱۹۸۷ جهت بهبود اقتصادی اروپا و برداشتن محدودیت های مرزی

و نقل وانتقال راحت تر کالا ونیروی انسانی در سال ۱۹۸۷ کشورهای اروپائی قرارداد اروپای واحد Single European Act را به تصویب رساندند .

به دنبال سقوط دیوار برلین واتحاد دو آلمان شرقی وغربی ، در سال ۱۹۸۹ فرانسه به واسطه ملاحظات فراوان و منجمله سهیم کردن و وابسته کردن آلمان به سایر کشورهای اروپائی و جلوگیری از پدید آمدن رقابتهای زیان آور پیشنهاد پول مشترک اروپائی را مطرح وپیگیری کرد . سر انجام در سال ۱۹۹۱ دوازده کشور اروپائی قرارداد اتحادیه اروپا را که به قرار داد ماستریخت معروف است TREATY ON EUROPEAN UNION را به تصویب رساندند.

در اول ژانویه ۱۹۹۹پول مشترک اروپا یعنی یورو غیر نقدی به جریان افتاد.

این یورو که توسط بانکها معامله میشداز ترکیب نرخ ثابتی از پول ۱۲ کشور تشکیل دهنده آن به وجود آمد . یورو در ابتدا با نرخ ۱۷/۱ با دلارآمریکا شروع کرد وبه تدریج تا ۸۲/. در اکتبر ۲۰۰۰ سقوط کرد . در این موقع بنا به در خواست بانک مرکزی اروپا و موافقت ودخالت بانکهای مرکزی آمریکا وژاپن جلو سقوط بیشتر آن گرفته شد و به تدریج شروع به افزایش کرد تا اینکه در اول ژانویه ۲۰۰۲ نقدینگی یورو وارد بازار شد . از آن به بعد یوره نسبت به دلار و ین ژاپن وبقیه پولهای عمده جهان شروع به تقویت بیشتر کرد و نسبت به دلار تا اوایل ژانویه ۲۰۰۵ به ۳۶/۱ اافزایش یافت وتا کنون روند کاهشی را طی میکند .

ادامه این نوشته در همین بخش هفته آینده درج خواهد شد .

در رابطه با قیمت طلا دیدگاه من اساسأ تغییری نکرده است و آنچه را در 25 مهر نوشتم هنوز معتبر میدانم ضمن اینکه امکان تعدیل و نه تجدید نظر اساسی در حال حاضر وجود دارد . قیمت کنونی ۵/۴۹۶ میباشد .

دلار ویورو

قدرت پول هر کشوری عمدتأ به توان اقتصادی ، نظامی ، و تکنولوژی آن کشور، و میزان اعتبار جهانی هر پولی علاوه بر عوامل فوق به تسهیلاتی که منتشر کننده آن پول برای خرید و فروش و نوسان آزادانه نرخ برابری آن با پول دیگر کشورها ایجاد میکند ، ارتباط دارد . مثلأ چین کشوری بزرگ و دارای اقتصاد نیرومند و نسبتأ پیشرفته ای است. ولی پول آن کشور yuan ارزش جهانی ندارد زیرا توسط دولت کنترل و دست کاری میشود و اجازه ندارد آزادانه ردو بدل شود . در عوض پول کشوری بسیار کوچک مانند سوئیس که عضو سازمان ملل متحد هم نیست اعتبار جهانی بسیار بالائی دارد ودر نزد بسیاری از دلار آمریکا هم معتبرتر است. دلار آمریکا در یک قرن گذشته همه مزایای فوق را بیشتر از سایرین دارا بوده است . آمریکا با یک برنامه ریزی بسیار حساب شده ای بعد از جنگ جهانی دوم پول خود را به عنوان پول اصلی جهان به همه دولتها قبولاند . و با اینکه نرخ برابری دلار با دیگر پولها را آزاد کرده ولی اینگونه نیست که یکسره به حال خود رها شده باشد. در رابطه با یورو به همه فوائد آن در قرادادها و بیانات سران اروپائی اشاره شده جز به یک انگیزه مهم پیدایش آن یعنی ایجاد ابزاری برای رقابت و احیانأ مقابله با دلار امریکا. در اقتصاد و سیاست معمولأ نیتهای واقعی پنهان نگه داشته میشونند . پولی که مورد قبول ملل دیگر واقع شود مزایای بسیاری برای منتشر کننده ان دارد . آمریکا عمده شرایطی که به اتکاء انها بتواند همچنان پول خود را نزد جهانیان معتبر نگه دارد ، دارا میباشد . یکی از تفاوتها ی عمیق واساسی که به ندرت به آن توجه شده این است که آمریکا به دلار و نرخ تبدیل آن با دیگر پولها ازدید منافع اقتصاد جهانی مینگرد ولی اروپا و ژاپن و چین و دیگران از دیدگاه منافع محدود ملی خود به این پولها مینگرد . به همین انگیزه چینها در یک دهه پیش پول خود را در مقابل دلار به شدت ضعیف کردند که تا کنون با دلار میخکوب شده . نتیجه آن شد که کالاهای چینی بسیار ارزان شد و توانستند بازار همه کشورها را تسخیر کنند . و یا اینکه وقتی نرخ برابری یورو با دلاراز۱۵/۱ فراتر رفت و یورو ماه به ماه قویتر میشد ، سران اروپائی بیتابی از خود نشان دادند و مرتبأ اظهار نارضائی از قوی شدن یورو میکردند ، زیرا صادرات آنها کاهش و وارداتشان افزایش میافت و نگرانیهای رکود و بیکاری را دامن میزد . با توجه به این مقدمه برای مثال منحصرأ به نرخ برابری دلار با یورو در چند سال اخیر و به ویژه یک سال گذشته می پردازم. در 4 سال پیش زمانی که یورو با دلار به نرخ ۸۲/۰مبادله میشد ابتدا با درخواست بانک مرکزی اروپا وهمکاری آمریکا و ژاپن یورو تقویت واز سقوط بیشتر ان جلوگیری شد . سپس از سال2002 که نقدینگی ان با موفقیت وارد بازار شد شروع به تقویت بیشتر کرد و نهایتأ تا پایان سال 2004 به اوج خود یعنی۳۶/۱ افزایش یافت .طی این مدت دلار نسبت به پولهای عمده جهان حدود 30 در صد ضعیف شد .دلایلی که برای این امر ذکر میشد غالبأ عبارت بودند از :

کسری تراز تجاری آمریکا

کسری بودجه داخلی

کاهش نرخ بهره دلار

از سال 2002 محتوای تحلیلها و عناوین رسانه ها همگی متوجه این مسائل فوق بود و روز به روز تشدید میشد تا اینکه در اواخر 2004 به اوج خود رسید . در این زمان دیگر کمتر کسی پیدا میشد که از بحران دلار و حتی عده ای پا را فراتر گذاشته از نابودی آن به عنوان نه پول اصلی جهان بلکه به عنوان پول کشور آمریکا هم سخن به میان نیاورد. مراکز مالی و تحلیل گران صاحب نام پیش بینی ۵۰/۱ و حتی 1به 2 میکردند یعنی یک یورو با 2 دلار معاوضه شود .در همان اواخر 2004 در مجمع داوس سوئیس که محل گرد هم آئی هر ساله بزرگان ثروت و سیاست مباشد آقای بیل گیتس صاحب مایکرو سافت و ثروتمند ترین مرد جهان در یک مصاحبه علنی با روزنامه نگاران گفت من روی دلار شورت هستم ( یعنی دلار فروخته و پول کشورهای دیگر را خریده) . بلومبرگ و دیگر رسانه خبر دادند که آقای وارن با فیتwarren buffett یعنی دومین ثروتمند جهان و دوست آقای بیل گیتس ، که در آمریکا بسیار خوشنام ومعتبرو مدیرو سهامدار اصلی یکی از بزرگترین شرکتهای سرمایه گذاری آمریکا است ، 21 میلیارد دلار فروخته و پولهای کشورهای دیگر جهان را خریداری کرده و چند بار در مصاحبه ها و حتی در گزارشی که در مجمع عمومی شرکت خود داد عرض کرد که برای دلار آینده ای جز سقوط نمی بیند . در همان موقع هر چند روز یکبار مطرح میشد که کره یا چین و ژاپن یا روسیه ذخائر ارزی خود را میخواهند از دلار بیرون برده و به یورو و دیگر پولها تبدیل کنند. کارشناسان با نام و بی نام هم که در بد گفتن از دلار سر از پا نمیشناختند. مدیر و تحلیل گر سایت http://forexnews.comآقای اشرف لیدی Ashraf Laidi که مرتبأ در شبکه بلومبرگ به عنوان کار شناس فارکس مورد مصاحبه قرار میگیرد ، در همان موقع که دلار به ین ژاپن حدود ۱۰۴بود طی یک مقاله مفصلی و با این عنوان که سال 2005 سال ین ژاپن است . ودر این مقاله با لاخره پیش بینی کرد که دلار به ین تا ۸۰ سقوط خواهد کرد . سرانجام کار به جائی کشیده بود که آقای آلن گرینسپان رئیس بانک مرکزی آمریکا هم در یک جلسه مشترک با روئسای بانکهای مرکزی اروپا و ژاپن و چین خطر روی گرداندن کشور ها از دلار و سقوط آن را در حضور خبرنگاران وبا پخش زنده را مطرح کرد و در همان روز دلار باز هم ضعیفتر شد . در این اوضاع و احوال دیگرتکیف تحلیل گران و مشاوره دهند گان و معامله گران معلوم بود. پس این چه نیروی مرموزی بود که این پیش بینی ها را باطل و موجب حیرت همگان شد ؟ قابل توجه است که عوامل اصلی ضعیف کننده دلار در سال 2005 نه تنها بهبود نیافت بلکه بدتر هم شد . کسری تجاری باز هم افزایش یافت و کسری بودجه داخلی آمریکا به خاطر طوفانهای دریایی و ادامه جنگ عراق باز هم افزایش بیشتری یافت . ظاهرأ نمیتوان دلیل منطقی برای قوی شدن دلار در سال جاری پیدا کرد . آنها که دور از ظواهر امر عمق مسائل را پی گیری می کردنند به وضوح تقویت دلار را پیش بینی میکردنند . مختصرأ یک مورد از آن نشانه ها را ذکر میکنم :

از شروع سال 2004 به تدریج محتوای سخنرانیهای مقامات بانک مرکزی آمریکا در حال تغیر بود آنها بر خلاف گذشته بیشتر از خطر تورم و ضرورت افزایش نرخ بهره دلار سخن به میان می آوردنند ولی کمتر کسی به این صحبتها توجه داشت و یا جدی میگرفت . در اواسط سال 2004 آنها عملأ شروع کردنند به افزایش نرخ بهره و آشکارا گفتنند ما چندین بار این بهره را افزایش خواهیم داد . اغلب تحلیل گران فارکس باز هم به معنی و اهمییت این حرفها و اقدامات و پیامدهای آن بی توجهی کردنند و دلار همچنان ضعیف می شد . افزایش نرخ بهره و اقدامات دیگر آمریکا به زبان بی زبانی به بازار فارکس هشدار میداد که آمریکا اجازه نخوا هد داد دلار بیش از اینها ضعیف شود ولی شدت تبلیغات و بد گوئی از دلار به کمتر کسی اجازه می داد که به واقعیت امر توجه کند .

ولی در رابطه با اینکه در اول سال 2005 سقوط یورو و دیگر پولها و تقویت دلار شروع شد و حال آنکه نرخ بهره دلار از مدتها قبل شروع به افزایش کرده بود و توجه کسی راجلب نمی کرد ، فقط به یک مورد از آن می پردازم : از سال 2001 پدیده ای به نام trading carry شروع به پدید آمدن کرد . موضوع trading carry به بیان ساده عبارت از این است که carry traders و یا تفاوت گیرها دلار را با نرخ بهره یک در صد وام می گرفتنند و تبدیل به پول کشورها ئی که نرخ بهره بالاتر میدادنند و همچنین کسری تجاری و داخلی مانند امریکا نداشتنند مانند دلار استرالیا پوند انگلیس یورو و غیره میکردنند و از تفاوت نرخ بهره این پولها سود می بردنند . همین امر خود موجب ضعیفتر شدن دلار شد چون همه فروشنده دلار و خریدار دیگر پولها بودند . حتی شنیده ام که ایرانیها با پرداخت یک در صد دلار وام گرفته و به ریال تبدیل و بهره 15 تا 20 در صدی از بانکهای ایران میگرفتنند . شاید تثبیت دلار طی سالهای 1380 تا 1384 تا اندازهای به این امر ارتباط داشت . لازم به ذکر است که این معاملات در حجم بسیار بالائی صورت میگرفت وسود خوب وبی دردسری برای عاملین آن داشت . ولی به تدریج که بهره دلار افزایش میافت دیگر این بیزینس نه تنها سود آور نمیشد بلکه خطر زیان هم داشت .از این به بعد از اوائل 2005 دلارهائی که از آمریکا خارج شده بود شروع به برگشت به آمریکا کرد وهمین امر یکی از دلائل تقاضای بیشتر دلار و تقویت آن شد .